|
اميد روحاني: جدا از دعواهاي معمول و خط کشي هاي مرسوم که مي کوشند آدم ها را در چارچوب هاي شناخته شده اسير و محصور کنند، خانم نيکي کريمي بازيگر سينما، مترجم مجموعه يي از هايکوهاي ژاپني در قالب يک کتاب (نشر چشمه) و رماني از حنيف قريشي (نشر توفيق آفرين)، فيلمساز (يکي دو فيلم کوتاه و دو فيلم بلند و در تکاپوي ساختن سومين فيلم در زمستان امسال)، حالا با عکس هايش از مناظر طبيعت، در قاب هاي سياه و سفيد ظاهر شده است. مهم نيست چندان که عکس ها خوبند يا بد، مهم اين است که تجربه هاي تازه يي راهگشاي ورود به حيطه هاي بديع تر براي هنرمنداني است که قالب هاي از پيش آماده را برنمي تابند و در حصارهاي فرضي محصور نمي مانند.
به گزارش خبرنگار مهر، با نمایش فیلمهای "محاکمه در خیابان" به کارگردانی مسعود کیمیایی و "نیش زنبور" به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند رقابت سینمای ایران در سال 88 به پایان میرسد، این دو فیلم مهمترین فیلمهای اکران ییش از جشنواره فیلم فجر هستند. "محاکمه در خیابان" که در 24 سالن روی پرده رفته پس از 12 روز نمایش 181 میلیون تومان فروش داشته است، "محاکمه در خیابان" آخر این هفته به مرز 200 میلیون تومان میرسد. داستان این فیلم درباره جوانی است که در روز ازدواجش متوجه میشود همسرش به او دروغ گفته است. پولاد کیمیایی، محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، شقایق فراهانی و حمیدرضا افشار بازیگران این فیلم هستند. فیلم سینمایی "نیش زنبور" که در23 سالن روی پرده رفته پس از 12 روز نمایش 247 میلیون تومان فروخته است، رضا کیانیان، رضا عطاران، رضا داودنژاد، الیزابت امینی بازیگران این فیلم کمدی هستند. داستان این فیلم درباره دو کلاهبردار حرفهای است که بر سر یک موضوع با هم رقابت دارند. فیلم سینمایی "کتاب قانون" به کارگردانی مازیار میری پس از 46 روز نمایش در 12 سالن 631 میلییون تومان فروخته است، فیلم تازه میری داستان زنی مسیحی است که پس از ازدواج با مردی ایرانی به ایران سفر میکند و با خانوادهاش دچار مشکل میشود. دارین حمسه، پرویز پرستویی، مهرداد ضیایی، روشنک عجمیان و نگار جواهریان بازیگران این فیلم سینمایی هستند. فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی و تهیهکنندگی محمد بانکی آخرین هفتههای اکران را میگذراند، این فیلم که در 11 سینما روی پرده رفته پس از 68 روز نمایش در سینماهای تهران یک میلیارد و 945 هزار تومان فروخته است. محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، الناز شاکردوست و حامد کمیلی بازیگران این فیلم هستند. داستان این کمدی پرفروش درباره جوانی است که به خواستگاری دختری میرود اما به خواهر او علاقمند میشود، اکران "دو خواهر" در شهرستانها هم موفقیتآمیز است. فیلم سینمایی "آقای هفت رنگ" به کارگردانی شهرام شاهحسینی که در 20 سالن روی پرده رفته پس از 33 روز نمایش 258 میلیون تومان فروش داشته است. نیکی کریمی، حسن پورشیرازی، رضا عطاران و مریم امیرجلالی بازیگران این فیلم کمدی هستند که فروشی پائینتر از انتظار داشته است. فروش فیلم سینمایی "پنالتی" به کارگردانی انسیه شاهحسینی یک صد هزار تومان و فروش فیلم سینمایی "چهره به چهره" که در اکران فیلم فرهنگی روی پرده رفتهاند چهارصد هزار تومان بوده است. فیلم سینمایی "ماهوش" به کارگردانی محمد درمنش هم پس از حرف و حدیثهای فراوان روی پرده رفته یک صدهزار تومان فروش داشته است.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس شامگاه يكشنبه نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي "محاكمه در خيابان " با حضور "مسعود كيميايي " (كارگردان)، "جواد طوسي " (منتقد و مجري)، "شبنم درويش " (بازيگر)، "رضا يزداني " (خواننده)، "اسحاق خانزادي " (صدابردار)، "اكبر معززي " (بازيگر) و "محمد مؤيد " (بازيگر) در باشگاه فيلم تهران فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم سینمایی که در 11 سالن روی پرده رفته داستان جوانی است که میخواهد با دختری ازدواج کند اما به خواهر او علاقمند میشود. "دو خواهر" پس از 66 روز به فروش یک میلیارد و 975 هزار تومانی رسیده است. محمدرضا گلزار، نیکی کریمی، الناز شاکردوست و حامد کمیلی بازیگران این فیلم کمدی هستند که عید فطر روی پرده رفته است.
به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم سینمایی دیروز در سینماهای تهران سه میلیون و 400 هزار تومان فروش کرد، "آقای هفت رنگ" سومین فیلم شاهحسینی پس از "کلاغپر" و "زنها فرشتهاند" است. رضا عطاران، نیکی کریمی، افسانه بایگان و حسن پورشیرازی در این فیلم بازی کردهاند. "آقای هفت رنگ" در 20 سینما روی پرده رفته و طبق قرارداد دو هفته از اکران این فیلم باقی مانده است.
«تورج جمشاسب» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت: روز چهارشنبه ميكس نهايي فيلم به اتمام ميرسد و هفته آينده براي دريافت پروانه نمايش آن اقدام ميكنيم.
مدنی به خبرنگار مهر گفت: به تازگی پیشتولید فیلم سینمایی "پازل" به کارگردانی کامشاد کوشان آغاز شده است، این روزها در مرحله انتخاب بازیگرهستیم و با بازیگرانی مثل نیکی کریمی و بهرام رادان صحبت شده ولی هنوز به قطعیت نرسیدهایم. وی افزود: بیشتر سکانسهای این فیلم در برف اتفاق میافتد، اوایل دی باید این فیلم کلید بخورد. تولید یک فیلم تلویزیونی را در دست دارم که در چند روز آینده پیشتولید آن آغاز میشود. در خلاصه داستان "پازل" آمده است : گروهی برای سفر تفریحی به کوهستان میروند و دربرف گرفتار میشوند. این اتفاق باعث میشود روابط آنها با یکدیگر دگرگون شود. "راز بهشت" فیلم قبلی کوشان در امریکا سه ماه اکران عمومی داشت و با استقبال مخاطبان و منتقدان روبرو شد.
مديران سينماهاي اهواز، ميزان استقبال مخاطبان را از اين شهر نسبتا مطلوب ارزيابي كردند.
خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر: نخستین برخورد با هر فیلم تازه مسعود کیمیایی در دو دهه اخیر، دستکم از "سرب" به بعد، تجربهای شبیه نخستین بار نشستن پشت فرمان یک خودرو است. باید در آن واحد حواست به چندین جا باشد. آینه را ببینی، مراقب چپ و راست باشی، دنده را درست جا بیاندازی و دایم مراقب اطراف باشی که خودرویی بیاحتیاط با خودروی توی تازهکار برخورد نکند و خودت هم مزاحم رانندگی دیگران نشوی. در پایان راه، تنها مسیری را طی کردهای بی آنکه از آن شور و شوق اولیه برای رانندگی چیزی در وجودت باقی مانده باشد، خسته شدهای چون انرژی بسیاری را صرف همرنگ شدن با دیگران کردهای و تنها حواست به رسیدن به مقصد بوده، نه چگونه رفتن این راه. مسعود کیمیایی سالهاست که دنیای شخصی و انفرادی خود را در فیلمهایش بنا کرده است. مهم نیست که با تغییرات زمانه همراه نمیشود و مهم نیست که بازتاب جهان و هرچه در آن میگذرد، تنها از صافی ذهن او گذشته و آیینه تمام نمایی از آن چه در جامعه میگذرد نیست. کیمیایی که فیلمساز اجتماعی و رئالیست نیست تا حقایق جهان را در فیلمهایش بازتاب دهد. او تحت هر شرایطی به دنبال بنا کردن دنیایی شخصی است که خود از خلق آن لذت میبرد و گروهی هم همین ایستادگی بر سر آرمانهای قدیمی را میپسندند و مقهور توانایی او در روایت میشوند. آن هم روایتی کاملاً شخصی که هیچ سنخیتی با واقعیتهای روزگار ندارد و هر گونه واقعنمایی در این رویکرد، محکوم و حتی مذموم است. مسعود کیمیایی و ارژنگ امیرفضلی پشت صحنه "محاکمه در خیابان" تماشا و لذت بردن از فیلمهای متاخر مسعود کیمیایی، حکایت همان راننده تازه کار و رانندگی در خیابانهای پرازدحام و آشفته شهر تهران را دارد. همان خیابانها و بزرگراههای شلوغ و پرترافیک که در بیست و هفتمین فیلم کیمیایی با نماهایی عمومی و از بالا یا از دور شاهد آنیم. که این تصویرها قرار است به ما نشان دهند که زندگی یک آدم آرمانگرا چقدر در این بلبشوی زندگی شهری مدرن دشوار است. اگر گواهینامه و تجربه رانندگی در این ازدحام سرسامآور را داشته باشی، احتمالاً جان سالم به در میبری و زنده به مقصد میرسی و اگرنه، بهتر است کنار بزنی و پیاده طی طریق کنی که این گونه دستکم اعصاب و روانت کمتر فرسوده خواهد شد. دنیای کیمیایی دنیای منحصر به فردی است. مهم نیست که کمترین شباهتی به آنچه در اطراف و اکناف جامعه میگذرد نداشته باشد. مهم این است که او همچنان با پافشاری روی ارزشهای شخصی، میخواهد آنها را در ذهن تماشاگر خود زنده نگه دارد. حتی به قیمت دیالوگهایی نچسب و شعارگونه و اشاراتی از قبیل مد شدن دوباره مفاهیمی چون غیرت و ناموس. مشکل آنجاست که مفاهیمی که کیمیایی نگران کمرنگ شدن آنهاست، تابع مد نیستند که بیایند و بروند، یا در گذر زمان کمرنگ و پررنگ شوند. مسئله اینجاست که اغلب مفاهیم در گذر زمان با تغییر و تحول در تعریفهایشان مواجه میشوند. ولی اگر دوست داشته باشیم هنوز هم همان تعاریف کلاسیک و قدیمی را از این گونه مفاهیم ارایه کنیم. احتمالاً یک چیزی، یک جایی کم میآید و این درست همان مشکلی است که همچو منی با آثار دو دهه اخیر فیلمساز و طرفدارانش پیدا میکند. وقتی یک چیزی در قالب یک فرم (در اینجا یک فرم سینمایی) کم است، دیگر نمیتوان آن را پشت حرفهای قشنگ و قشنگ حرف زدن یا قشنگ اجرا کردن حرفهای تکراری و نوستالژیک شدن برخی از دست رفتن ارزشها و هنجارهای گذشته (که هنوز باور ندارم یک ارزش یا هنجار اجتماعی از دست رفته باشد، بلکه تنها تعاریف و اشکال آن تغییر کرده) پنهان شد. آنچه که سینمای دوران جدید مسعود کیمیایی کم دارد، واقعگرایی و واقع بینی است. حالا دیالوگهای "محاکمه در خیابان" یا آنگونه که فیلمساز دوست دارد، بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی هر چقدر که شکیل و خوشآهنگ باشند، وقتی در دهان شخصیتهای قصه نمینشینند یک جایی کم میآورند و ارتباط ذهنی و مهمتر از آن، ارتباط حسی مخاطب را با فیلم قطع میکنند. مثالی میزنم، دیالوگهای اغلب فیلمهای مرحوم علی حاتمی هم شعرگونه و شعاری و نامتعارف بودند که حتی به لحاظ آوانگاری قومی و تاریخی هم سندیت و واقعیتی نداشتند. اما در آن فضاسازی، میزانسن و شخصیت پردازی چنان در دهان آدمهای جهان سینمایی حاتمی مینشستند که باور چیزی جز آن متصور نبود. اما این دیالوگهای مطنطن و موزون در دهان آدمهای دنیای کیمیایی نمیچرخند. به ویژه آنکه دیالوگها وظیفه کاستیهای پیرنگ روایتی و قصه را هم بر دوش بکشند و قرار باشد هر شخصیتی با هر جملهای که بر زبان میراند بخشی از ناگفتههای فیلمنامه را هم برملا کند. آدمهای کیمیایی نمیخواهند یا شاید نمیتوانند خود را با واقعیتهای جاری اجتماع وفق دهند، به همین دلیل است که دایم غم ارزشهای از کف رفته دوران سپری شده را میخورند و به همین دلیل است که در نخستین تجربه شنیدن، به نظر جذاب و تازه میآیند. حال آنکه همان حرفها و عناصر بارها تکرار و دستمالی شده دنیایی نامتعارف هستند که هر بار با نام و رنگ و لعابی تازه، پیش روی تماشاگر گشوده میشوند. وقتی در دهه 1380شمسی و در تهران روز به روز در حال تحول، کسی دیگر کلاه شاپو بر سر نمیگذارد و به مانند فیلم نوآرهای دهههای 1960 و 1970 فرانسه لباس نمیپوشد. پوشاندن چنین لباسها و فراهم ساختن چنان هیاتی، دیگر معنای پایبندی به ارزشهای گذشته و غم فراموشی آن دوران درخشان را نمیدهد، که تنها و تنها نشان هضم نکردن گذر زمان است. اگر کسی دلش برای آنگونه لباس پوشیدن مردان تنگ شده، کافی است یکی از فیلمهای نوآرهای مثلاً ژان پیر ملویل را ببیند و از آن همه اصالت و آن همه حس اورژینال بودن این گونه مفاهیم- از جمله مفهوم رفاقت مردانه و بیوفایی زنانه- لذت ببرید. تکرار آن حال و هوا در یک فیلم امروزی که داستانش را در میدان ولیعصر(عج) و خیابان کریم خان زند و سهروردی در حالی روایت میکند که بیلبوردهای تبلیغاتی ظروف آشپزخانه تفال و پوستر تبلیغاتی فیلم "اخراجیها 2" چشمانداز شهر را انباشتهاند، هرگز جواب نمیدهد، چون اصالت ندارد و باسمهای و نچسب است. اسمش هم دیگر نوستالژی نیست که جا ماندن از زمانه و به تبع آن جا ماندن از خیلی واقعیتهاست. حال اگر کسی دوست دارد با تماشای فیلمی از فیلمساز محبوبش، یک ساعت و نیم تا دو ساعتی از واقعیت روزمره و جاری در رگ و پی کوچه و خیابانهای شهر بگریزد و دمی با رویای چنین دنیای خیالی سر کند، نوشش باد. اما بدلی زیبا را نمیتوان با اصل عادی و معمولی عوض کرد. گفته میشد بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی بسیاری از شلختگیهای آثار اخیر استاد را ندارد و فیلم شسته و رفتهای است. قطعاً چنین است و فیلم روایت پاکیزهتری نسبت به فیلمهای قبلی دارد. اما پیرنگ داستانی باز هم پیش از آنکه باید دستش را رو کرده و همه رشتههای قصه، از جمله تمهیداتش برای غافلگیر کردن تماشاگر در پایان فیلم را پنبه میکند. از همان جا که امیر، قهرمان قصه که برای یافتن حقیقت زندگی گذشته عروسش، به سراغ راننده آژانس که شایع است با دخترک سر و سری داشته میرود و به مسافر خودروی او آدرس میدهد که خودرو را با خود برده و در پارکینگ فرودگاه بگذارد و سوئیچ را هم به نگهبانی تحویل دهد، معلوم است که انتهای قصه چگونه بسته خواهد شد. در نمای پایانی از همان جا که مرد کتک خورده و خسته به سوی خودرویش در پارکینگ فرودگاه میرود، پیش از آنکه داخل خودرو بنشیند و عکس دخترک را از سایبان جلوی ماشین بردارد، میدانیم و مطمئنیم که به امیر دروغ گفته و دخترک را به مراتب بیش از ادعاهای معصومانه خودش و بیش از انکارهای ظاهراً صادقانه سکانس پیشین میشناخته است. این وسط تنها امیر نبود که فریب خورد و با این فریب، زندگی مشترکی برای یک عمر را آغاز کرد. چرا که آخر قصه از ابتدای آن معلوم بود. مشخص بود که فیلمساز برای روایت روراستی و صداقتی که به قول خودش این روزها چون کیمیا شده، این همه وقت و انرژی صرف نخواهد کرد. با خودمان روراست باشیم. انتظار داشتیم دختر به امیر راست گفته باشد؟ آن هم در لباس عروسی و در شب پیوند ابدی با پسری از طبقه دیگر که در طول فیلم همواره به زحمتکشی خود افتخار کند. روراستی و صداقت ارزشها و هنجار مهمی است که این روزها گویا دیگر مد نیست که اگر بود انتظاری جز آنچه در پایان فیلم شاهد آن بودیم نداشتیم و از دیدن عکس دختر دردست مرد راننده و آرزوی خوشبختی توام با اشکی که بر گونه مرد میغلتد، جا نمیخوردیم. - - - - - - - - - - مازیار فکری ارشاد
فيلمبرداري فيلم سينمايي «شكلات داغ» در كافي شاپ تا روز دوشنبه به پايان خواهد رسيد و امروز در اين لوكيشن فريبرز عربنيا و حامد كميلي بازي دارند.
|
ABOUT ![]()
سلام اسم من محمد هست اين وبلاگ رو فقط به خاطر ستاره ماندگار سينماي ايران نيكي كريمي درست كردم و اميدوارم طرفداران و هواداران ايشان در اين وبلاگ لحظات خوشي را سپري MENU
Home
| |||||||||||||||||||||